You Are Here: Home » لژیون خانم ها » گزارش عملكرد لژيون ليدي جونز خانم زهره حسيني 96/4/23

گزارش عملكرد لژيون ليدي جونز خانم زهره حسيني 96/4/23

به نام قدرت مطلق الله

جمعه، لژیون لیدی جونز سرکار خانم زهره حسینی، در نمایندگی پارک طالقانی با دستور جلسه وادی یازدهم و تأثیر آن بر روی من 96/4/23 رأس ساعت ۸: ۳۰ آغاز بکار نمود.

2aoji2pfpmexh3p6epq

استاد: ما در لژیون راجع به مصرف آب و مزایای آن در طول سفر بسیار صحبت نمودید، بدن ما برای سوختن چربی‌ها نیازمند مصرف یک سری ویتامین‌های خاص است تا بتواند روی چربی‌ها تأثیر بگذارد و آن‌ها را بسوزاند.

چاقی یک نوع سوءتغذیه است، اضافه خوردن یک سری غذاهای ضد ارزش و کم‌ارزش و نخوردن یک سری غذاهای ارزشمند این‌ها نیز خود باعث سوءتغذیه می‌شود، این‌گونه نیست که تنها افراد لاغر به علت نخوردن غذا سوءتغذیه دارند.

فقر تغذیهٔ به معنای نخوردن نیست، بلکه انتخاب ناصحیح غذاها است. اینکه چه چیزی را انتخاب می‌کنیم اهمیت دارد، زمانی که انتخاب نادرست انجام می‌دهید خودش فقر است و این فقر دانایی نیز هست.

مشارکت راجع به دستور جلسه: چشمه‌های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس می‌رسند.

در وادی یازدهم آمده است که خداوند به انسان قدرت اختیار و انتخاب داده است، اگر بستر مناسب برایش فراهم باشد و تغییر جایگاه نیز بدهد مثل چشمه‌های جوشان می‌رود و به اقیانوس می‌رسد.

هنگامی‌که به خودم نگاه کردم، دیدم قدرت انتخاب و اختیار را دارم و به‌عنوان یک همسفر خودم را یک چشمهٔ جوشان می‌دیدم و تمام تلاشم را می‌کردم که بهترین بستر مناسب را برای مسافرم مهیا کنم، اما وقتی نگاه می‌کنم من به‌عنوان همسفر خوب بودم اما اکنون‌که مسافر هستم فکر می‌کنم هنوز به وادی اول هم‌دست پیدا نکرده‌ام.شخصاً وادی دهم را هزار مرتبه صرف کردم و اما همیشه از قسمت منفی‌اش سقوط می‌کردم، زیرا نمی‌توانم کاهش وزنم را حفظ کنم.

اکنون در سفر جونز بستر مناسب برایم فراهم است، شاید چند صباح دیگر این موهبت در اختیارم نباشد، همیشه حرف شما که می‌گویید نکند عاقبت یک روز دیر شود در ذهنم است. با خودم می‌گویم من باید از میزان وزنی که کم می‌کنم انرژی بگیرم و آن را صرف کاهش وزن در پلهٔ بعدی‌ام کنم، ولی آن انرژی را خرج لذت‌های دیگر می‌کردم.

گاهی پیش‌آمده است که آجیل خورده‌ام یا یک مواد غذایی شیرین خورده‌ام و از خوردن شام صرف‌نظر کرده‌ام، این کارم اشتباه بود، زیرا نصف شب از شدت گرسنگی و ضعف بیدار می‌شدم و حتی وعدهٔ صبحانه‌ام را به علت گرسنگی زودتر از موقع میل می‌کردم. لذت زودگذر خوردن آن خوراکی‌ها موجب می‌شود سفرم را خراب کنم. دقیقاً بستر مناسب را دارم، اما نتوانستم از این موقعیت بهره ببرم، نتوانستم در هر پله موفقیتم را ثبت و پرچم را بگذارم و به سمت جلو حرکت کنم، اگر این‌چنین می‌شد تا به امروز قطعاً به رهایی رسیده بودم، یکجایی آن فشار را نیاورده‌ام که آب از چشمه بیرون بزند

استاد: اگر می‌خواهید خود را در وادی یازدهم پیدا کنید، ابتدا باید وادی را بلد باشید و ببینید. آیا آن خصوصیات موجود در وادی در شما وجود دارد، منابع اطلاعاتی دارید، آنچه در وادی وجود دارد و راجع به آن صحبت می‌شود یکی منابع اطلاعاتی و دیگری سطح انرژی و اختلاف‌پتانسیل است، آبا این دو را دارید؟ که خود را در وادی 11 ببینید.

منابع اطلاعاتی چیست؟ آموزش‌های که راهنما می‌دهد؟ آیا شما در جایگاه همسفر مسافرتان را آزار نمی‌دهید؟ هواشو دارید؟ تحقیرش نمی‌کنید و …

اگر تمام این خصوصیات‌ها را داشتید، می‌شود گفت که وادی 11 شده‌اید.

چیزی که در اینجا باید بدانیم این است که منابع اطلاعاتی را وقتی دارید باید به آن عمل کنید، اگر عمل نکنید و تنها بدانید فایدهٔ ندارد. ما سطح انرژی خود را چگونه می‌توانیم تغییر دهیم و اختلاف‌پتانسیل را به وجود آوریم؟

زمانی که یک کیلو وزنتان کم می‌شود، این انرژی به دست می‌آید، وقتی اضافه می‌کنیم، انرژی را در جهت منفی به دست می‌آوریم، آن‌هم انرژی است. ما می‌توانیم انرژی را در جهت نیروهای منفی نیز به دست می‌آوریم، زمانی که حال کسی را خراب می‌کنیم. باز نیز انرژی از او می‌گیریم

مثال شخصی در یک جمعی به شما می‌گوید چاق شده‌اید، در آنجا آن شخص انرژی شما را می‌دزدد و حالت را خراب می‌کند، خیلی‌ها در دورهمی هایشان با این صحبت‌ها حال یکدیگر را خراب می‌کنند.

گاهی خودمان انرژی خود را می‌گیریم، زمانی که خود را با دیگران قیاس می‌کنیم. مثال ما در سفر جونز درست است کلیت خوراکی‌هایمان به‌عنوان یک ایرانی یکی است، اما شاید هیچ‌یک از ما که در لژیون هستیم دیشب شاممان یک‌جور و مشترک نبوده، وقتی نوع خوراکی و سبک زندگی، هزینه و درآمدهایمان شبیه به هم نیست نمی‌توانیم خود را باهم قیاس کنیم. از همهٔ این‌ها مهم‌تر وقتی تفکراتمان شبیه هم نیست نمی‌توانیم خود را با یکدیگر قیاس کنیم. ما در لژیون منابع اطلاعاتی‌مان یکی است و یک راهنما داریم

و اطلاعاتی را که از راهنما دریافت می‌کنید یکی است و باید به این منابع اطلاعاتی عمل کنید و دانستن تنها هیچ فایدهٔ برای شما نخواهد داشت.

گاهی اوقات خود را فریب می‌دهید. مثال یک خوراکی را جایگزین غذا می‌کنید، وقتی تایم غذایتان هست غذایتان را میل کنید، گاهی استثنا وجود دارد اگر چیزی را خواستید و به آن زمان دادید، بازهم آن مواد خوراکی را می‌خواستید، آنگاه برای برطرف کردن خواستهٔ خود میایید آن خوراکی را جایگزین وعدهٔ خود می‌کنید که هم خواستهٔ خود را برطرف کرده باشید و هم ضرر کمتری به سفر خود رسانده باشید و آن را خراب نکرده باشید، البته این استثناها باید سالی یکی دوبار باشد نه آنکه در یک پله 3 الی 4 بار این کار را انجام دهید، اگر چنین کنید وزن که کم نمی‌کنید هیچ بلکه وزنتان بالا هم می‌رود.

زمانی که توجیهات را کم کنید و سر تایم و به‌اندازه غذا بخوردید محال است کاهش وزن نداشته باشید.

عجیب است که می‌گویید نمی‌دانم چرا کاهش وزن ندارم؟ توجیهات شما برای راهنما قابل‌قبول نیست، شما فکر می‌کنید می‌توانید راهنما را فریب دهید، به‌جای توجیه کردن راهنما با خودتان رو راست باشید، ببینید چه‌کاری انجام داده‌اید که در این پله کاهش وزن نداشته‌اید.

راهنما یک‌راه و مسیر را رفته است و اکنون در جایگاه راهنما، همان کارها را به شما می‌گوید و شما را راهنمایی می‌کند، او نه پزشک است نه خدا و پیغمبر تنها شخصی است که دانسته‌های خود را در مسیر به شما می‌آموزد، راهنما می‌تواند تشخیص دهد رهجو کجای کارش ایراد دارد.

نکته: ما باید مسائلی که می‌آموزیم را کاربردی کنیم. شب‌ها از یک‌ساعتی به بعد نباید شیرینی مصرف کنیم؛ و باید این امر برایمان مهم باشد، زیرا خوردن شیرینی در شب‌ها باعث می‌شود که چربی سوزی در آن شب اتفاق نیفتد و هر شخصی که این مطالب را می‌دانی و به آن عمل نمی‌کند، سخت در اشتباه است و دچار گرفتاری می‌شود.

با خود فکر کنید شاید فردای وجود نداشته باشد که بتوانید این چربی‌های که امشب نسوزانده‌اید را بسوزانید، با خود بگویید امشب آخرین فرصت من است که به این خوراکی نه بگویم، از فرصت‌های زندگی به نحو احسنت استفاده نمایید، ما زمانی می‌توانیم از فرصت‌ها به‌درستی بهره ببریم که به دانایی مؤثر دست پیدا کنیم.

زمانی که بیرون می‌روید و می‌دانید که تایم غذایتان حالتان خراب می‌شود و به سراغ شیرینی‌جات مصنوعی می‌روید، چرا زمان خروج از منزل خوراکی را که باید بخورید را تهیه نمی‌کنید و با خود نمی‌برید؟

چقدر توجیه می‌آورید؟ می‌گویید حالتان خراب شد و یک آبمیوه و کیک خوردید. درست است ما در سفر راجع به کالری صحبت نمی‌کنیم، اما گاهی اوقات میزان ترازو را در نظر می‌گیریم. شما با خوردن غذایتان مثال 120 کالری دریافت می‌کنید، اما با خوردن کیک و آبمیوه که سیرتان نیز نمی‌کند، یک‌مرتبه 500 کالری دریافت می‌کنید که چند برابر میزانی که است که در زمان وعدهٔ اصلی دریافت می‌کنید.

سعی کنید غذاهای را انتخاب کنید که علاوه بر آنکه شما را سیر می‌کنند در امر چربی سوزی نیز به شما کمک کنند؛ مانند لوبیا سبز، سبزیجات برگ پهن، زیرا علاوه بر اینکه شما را سیر می‌کنند انرژی لازم برای چربی سوزی را به شما می‌دهند. در انتخاب غذاهایتان دقت نمایید و با دانایی و آگاهی مواد غذایی را انتخاب نمایید. همهٔ مواد غذایی مفید را نیز باید در حد تعادل و در تایم مشخص مصرف نمود تا مواد غذایی مفید نیز برای بدن مضر نشوند.

مشارکت: یک اتفاقی چند روز گذشته برایم افتاد که شاید جزء استثناءها باشد، سرکار بعد از تایم استراحت یک‌مرتبه احساس کردم که چقدر دلم شیرینی می‌خواهد، به ساعت نگاه کردم دیدم ساعت 19 است، یک‌مرتبه به یاد صحبت شما افتادم که فرمودید از ساعت 18 به بعد، بدن مسئولیت شیرینی مصنوعی را بر عهده نمی‌گیرد، یعنی هر چه می‌خورید خودتان باید پاسخ گوی آن باشید و عواقب آن را بپذیرید. در جای دیگری فرموده بودید، اگر یک خوراکی مثال ترش را بخورید، آنگاه طعم دهانتان عوض می‌شود و تفکرتان تغییر می‌کند و من هم یک لیموترش خوردم و واقعاً تفکرم تغییر کرد و بعد در آخر شب خود را بسیار تحسین کردم که به آن هوس نه گفتم و از شما به خاطر آموزش‌های خوبتان متشکرم.

استاد: قطعاً شما افت فشار نداشته‌اید و تنها آن خواستهٔ شما یک هوس زودگذر بوده است و به علت گرسنگی هوس شیرینی کرده‌اید و توانسته‌اید آن گرسنگی را با یک خوراکی دیگر رفع و با تغییر طعم دهانتان آن هوس نیز از بین ببرید، قطعاً زمانی که بدن به قند نیاز داشته باشد و دچار افت فشار شده باشید هیچ‌چیز جز خوراکی شیرین حالتان را خوب و انرژی لازم را به شما نمی‌دهد.

استاد: ما می‌خواهیم بدنمان را به روش‌های صحیح مصرف مواد غذایی عادت دهیم. اگر می‌گوییم شیر را بهتر است صبح‌ها میل نکنید به این علت است که جذب پروتئین را به تعویق می‌اندازد، یعنی اگر صبح شیر میل کنید و در طول روز پروتئین مصرف کنید، پروتئین جذب بدنتان نمی‌شود. زمانی که نگرشمان را عوض کنیم دیگر در زمان اجرای فرمان برای خود توجیه نمی‌آوریم که نمی‌توانیم فرمان را اجرا نماییم، بلکه خود را مجاب به انجام فرمان می‌کنیم.

مثال ما می‌گوییم ماست و گوشت را بهتر است باهم نخورید، زیرا خوردن کلسیم همراه با پروتئین جذب پروتئین را به تعویق می‌اندازد و ازنظر گوارشی به مشکل می‌خورید، اما مانند عسل و خربزه مصرف آن‌ها خطرناک نیست.

مشارکت: در مراسم مهمانی شرکت کردم در آنجا مجبور شدم خارج از تایم و بیش‌ازاندازهٔ لقمه‌هایم غذا میل کنم و بعدازآن مهمانی حس بدی نسبت به میزبان و خود پیدا کردم؛ و مشکل دیگر من این است که اگر سر تایم غذایی خود غذایم را بخورم خانواده از من دلگیر می‌شوند نمی‌دانم چه‌کاری انجام دهم؟

استاد: شما اگر بخواهید می‌توانید روی برنامه باشید، چگونه بعدازاین همه مدت که شما سفر می‌کنید همسرتان که نزدیک‌ترین فرد زندگی شما است هنوز برای او جا نیفتاده که شما مسافر هستید. علت آن است که شما کاری می‌کنید که او و دیگران باور ندارند که شما مسافر هستید. مثال شخصی که مسافر است اگر سر تایم خود وعدهٔ خود را مصرف کند و گاهی گریز بزند و جلوی دیگران بگوید اشکالی ندارد، امکان ندارد آن‌ها باور کنند که او در حال سفر است. شما هم‌اکنون همین کار را می‌کنید، کاری می‌کنید که مسافر بودنتان به خانواده ثابت نشده است، شما راه را اشتباه می‌روید به دیگران خرده نگیرید، حال شما بد است مشکل از خود شما هست.

زمانی که نزد شخصی می‌روید که بسیار تعارفی است و اگر به تعارفش پاسخ ندهید ناراحت می‌شود، آگاهانه و هوشیارانه با او رفتار کنید که ناراحت نشود و خودتان نیز از برنامه خارج نشوید و حالتان نیز خوب باشد، آن‌قدر از غذا تعریف کنید که دلیل نخوردنتان خنثی شود، بگویید من خیلی از غذای شما لذت می‌برم و دوست دارم بیش از این غذا بخورم اما دیگر نمی‌توانم بخورم. شما می‌توانید با نفوذ کلام در قلب دیگران راه پیدا کنید.

نفوذ کلام داشته باشید، با عصبانیت صحبت نکنید با عزیزانتان با هوشیاری برخورد نمایید به گونهٔ که آن‌ها ناراحت نشوند. زمانی که ما در صور پنهانمان نسبت به یک خوراکی کشش داشته باشیم و خودمان بخواهیم آن را بخوریم دیگران آن را به ما می‌دهند. بستر و زمینهٔ خوردن در من فراهم است، من به علت اضافه‌وزن سفر جونز را آغاز کردم، یا بر اثر نادانی در امر تغذیه دچار مشکل شده‌ام نمی‌توانم بگویم من بستر و زمینهٔ خوردن را ندارم، مگر آنکه به دانایی مؤثر رسیده باشم که بتوانم به آن قضیه نه بگویم. من زمینه‌اش را دارم که در مهمانی برای من غذایی بیشتر می‌کشند و من هم آن را می‌خورم؛ و آن‌قدر این نقطه‌ها در طول سفر از هم دور می‌شوند تا به صفر می‌رسند و زمانی که گریز می‌زنید آن‌قدر نقطه‌ها به هم نزدیک می‌شوند تا تبدیل به یک خط می‌شوند و سفر خراب‌شده و درست کردنش سخت می‌شود.

مشارکت: همهٔ ما در کنگره گره‌های داریم که در طول سفر همهٔ آن‌ها باز می‌شوند. یکی از بهترین چیزهای که گره‌ها را باز می‌کند حس خوب و دیگری ادای حرمت است. همهٔ ما می‌گوییم در لژیون یک سفر اولی طبق قوانین و حرمت‌ها به از یک سفر دومی است که ادای حرمت را ندارد.

استاد: حس در سفر بسیار اهمیت دارد اگر حس خوبی داشته باشیم قطعاً اتفاقات بدی برایمان نخواهد افتاد، زمانی که حس بدی داریم حالمان خراب می‌شود و اتفاقات بدی نیز برایمان خواهد افتاد. یکجایی باید به خودتان بگویید که دیگر بس است وگرنه اگر انرژی منفی بدهید منفی نیز به سراغتان خواهد آمد.

سخن پایانی: تکرار اشتباهات ما را به بیراهه‌ها می‌کشاند و به‌مرورزمان از مسیر اصلی خارج می‌کند، کمی هوشیارانه‌تر عمل کنید و آموزش‌های دریافتی‌تان را کاربردی نمایید

دستور جلسه هفتگی: معادله عملکرد (حس * تغذیه)

تکلیف جلسه آینده لژیون: نوشتار سی دی (آماده بودن همهٔ اعضاء راجع به دستور جلسه و سی دی هفته)

تهیه و تایپ گزارش: مسافر لیدی جونز حمیده

ثبت گزارش: مسافر لیدی جونز خانم زری

About The Author

Number of Entries : 749

Comments (1)

© 2012 Powered By jones.ir

Scroll to top