You Are Here: Home » لژیون خانم ها » گزارش عملکرد لژیون لیدی جونز به استادی خانم زهرا مورخ 94/5/23

گزارش عملکرد لژیون لیدی جونز به استادی خانم زهرا مورخ 94/5/23

به نام قدرت مطلق الله

گزارش عملکرد لژیون لیدی جونز به استادی خانم زهرا مورخ 94/5/23

روز جمعه 94/5/23 لژیون لیدی جونز خانم ها با استادی خانم زهرا در نمایندگی پارک طالقانی راس ساعت 7:30 آغاز بکار نمود.


در ابتدای جلسه دوستان مسایل خود را به اشتراک گذاشتند.
فروغ: یکی از اقوام نزدیک من خیلی خوش خوراک و دچار اضافه وزن شدید بود. امسال که به ایران آمد سرشار از بیماری بود چون کسی هم نبود من مجبور بودم از ایشان پرستاری کنم. بچه خواهر من دیشب به من می گوید اگر تو هم پیر شدی من باید از تو پرستاری کنم. این جمله روی من خیلی تاثیر گذاشت؛ اگر روزی من مراعات نکنم و سبک غذایی خودم را تغییر ندهم من هم مثل ایشان می شوم و به دیگران آسیب می رسانم فکر کردم اگر ما طمع و ولع خوردن را کم کنیم به سلامتی می رسیم.
استاد:ما در شهرها خیلی خودمان را درگیر چشم و همچشمی کردیم حتی غذاهایمان با غذاهای روستاها فرق دارد خیلی تزئینات برای غذا استفاده می کنیم. و غذاهای ترکیبی داریم ولی در روستاها و شهرستانها این موارد کمتر دیده می شود و غذاها سالمتر و ساده تر است. در لیدی جونز می گویند هر چه غذا ساده تر باشد سالمتر هستیم. اکسیژن در سوخت و ساز تاثیر دارد ولی آن مقدار که خواست خود ما نقش دارد هیچ چیز دیگر ندارد.
فاطمه: به خاطر محبتی که به دیگران می کردم همیشه انتظار جبران داشتم همین توقع باعث شد کند پیش بروم و در طول سفر با مشکل مواجه شوم از وقتی این مشکل را پیدا کردم خیلی بهتر شدم.
استاد: در ابتدا که خانم فاطمه وارد لژیون من شدند حال بسیار خرابی داشتند الان که ایشان را می بینم خیلی آرامش پیدا کردند که این خواست خود فاطمه بوده و گرفتن آموزشها و کاربردی کردن آن در زندگی ایشان خیلی تاثیر داشت اینها همه لطف خداوند است که شامل حال ما شده و در همه حال باید شاکر این نعمت باشیم.
مریم: من اگر از یک وعده غذایی ام بگذرم حالم بد می شود و مجبورم گریز بزنم.
استاد: وقتی باور نداشته باشیم که اگر از یک وعده غذایی بگذریم خود سلولهای ما و فعل و انفعالات شیمیایی که در بدن می شود؛ نمی گذارند که ما گرسنه بمانیم. چربی های مازاد در بدن می سوزند و انرژی لازم را بدست می آوریم. اگر تلقین کنیم آن وعده غذایی را نخوریم به حال بد می افتیم دقیقا همین اتفاق می افتد یعنی قبلش خودمان را توجیه کردیم و تصویرسازی می کنیم و آن حالت اتفاق می افتد.
جناب مهندس می گوید:ما همانی هستیم که فکر می کنیم همانی هستیم که سعی و تلاش می کنیم و همانی هستیم که تصویرش را از خودمان در ذهن داریم.
مریم: بهتر است شما قبل از اینکه به جایی بروید لقمه ای هرچند سبک با خودتان ببرید تا زمانی که موقع وعده غذایی شما شد به مشکل بر نخورید.
فروغ: دو پله ثابت بودم و پله قبلی خیلی تلاش کردم و توانستم در یک پله یک و نیم کیلو کم کنم در این پله فقط نیم کیلو کم کردم و از خودم اصلا راضی نبودم و این باعث شد که فکرهای مختلف به سراغم بیاید و سعی داشتم در وعده های غذایی خودم دست ببرم. همش فکر می کردم من که سعی و تلاش خودم را دارم می کنم ورزشم هم به موقع هست پس چرا آن نتیجه ای که باید بگیرم را نمی گیرم. بعد از فکر کردن فهمیدم که دیگران نسبت به خودم ارجح تر هستند. و همیشه با دیگران رودربایستی دارم و نمی توانم کنار هم بگذارم خیلی وقت هم هست به این نتیجه رسیدم ولی نمیدانم چکار کنم.
استاد: همین که شناخت پیدا کردی که مشکل کجاست این خیلی مهم و خوب هست. باید این را تغییر دهم و از آن عبور کنم . ممکن است خیلی چیزها را بدانیم ولی به عمل درآوردن آن خیلی مهم است به قول خانم آنی زیاد دانستن مهم نیست؛ مهم این است از چیزی که داری آنها را به عمل در آوری. دانای بدون عمل فایده و ارزش ندارد.اگر این سفر برامان مهم باشد یک فرصت یازده ماهه به ما داده شده قطعا در مسیر سفر ذرات ناخالص ما از ما جدا می شود. این مقطعی است که باید دور بایستیم و از آن عبور کنیم.

پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. خدا را شکر بعد از این همه رفت و آمد و خواست قوی خانم زینب باعث شد یکی از شکوفه های لیدی جونز به میوه تبدیل شده و ایمان داریم که هیچ تغییری صورت نمی گیرد تا یک تبدیلی صورت گیرد که منجر به ترخیص شود. قطعا زینب برای خواسته اش خیلی تلاش کرد در جونز یاد گرفتیم برای اینکه هر چیزی تبدیل شود باید اول تغییر کند و این تغییر انجام نمی شود مگر اینکه در ظرف زمان به روش DST. که همه ما داریم آن را تجربه می کنیم. و این زمان را باید با صبر سپری کنیم. در کتاب 60 درجه آمده است که صبری نیکو داشته باشیم این صبر نیکو است که بهتر جواب می گیریم.زمانی که داریم ترخیص می شویم با حس و حال خوب ترخیص می شویم.
به زینب تبریک می گویم و از خداوند بهترین ها را آرزو دارم به لیدی جونز، آقای مهندس و خانم آنی و آقای زرکش و تمام کسانی که در این مسیر ما را یاری دادند تبریک می گویم.
قطعاً زمانی که ترخیص شدیم راحتر می توانیم کار کنیم چون در کوله خود دستاوردهای سفر را داریم. تغییرات و تبدیل شدن را با گوشت و پوست خودمان حس کردیم قطعا می توانیم مربی خوبی باشیم. تلاش و خواسته ما باید طوری باشد کسانی که رها می شوند بتوانند مربی و راهنمای خوبی شوند و در این مسیر به کسانی که از بیماری چاقی رنج می برند کمک کنند.
زینب: سلام دوستان زینب هستم مسافر لیدی جونز؛ با وزن 80 کیلو وارد لیدی جونز شدم به راهنمایی خانم زهرا ده ماه سفر کردم در حال حاضر 58 کیلو 500 هستم و 21 کیلو 500 کاهش وزن داشتم.
سری قبل که برای رهایی آمدیم و آقای مهندس دستور رهایی و گل رهایی را ندادند خیلی ناراحت شدم ولی سریع خودم را پیدا کردم و گفتم قطعا حکمتی داشت و واقعا هم حکمت بود چون خیلی دوست داشتم مسافرم در روز رهایی من حضور داشته باشد و این اتفاق افتاد و از این بابت بسیار خوشحالم.
در طول سفر به خواب شب خیلی اهمیت می دادم وقتی گفتند که ساعت یازده شب به بعد نگهبانهای چربی سوزی کار سوخت و ساز را انجام می دهند ساعت ده و نیم می خوابیدم تصویر سازی هم می کردم که الان نگهبان چربی سوزی نباید یک دقیقه هم کم کاری کند.
وقتی انسان به سمت ضد ارزش می خواهد برود خیلی راحت است خودم یک پله تصمیم گرفتم پیاده روی نروم و فقط غذاها را منظم کردم می خواستم ببینم چه تغییری روی من ایجاد می شود و باعث شد در آن پله با آنکه همه چیز از نظر غذایی منظم بود کاهش وزن نداشته باشم.
وقتی بدنم داشت به تناسب اندام می رسید دیگر برای من روی ترازو رفتن مهم نبود. اوایل سفرم هر هفته روی ترازو بودم ولی این اواخر حتی روی پله آخر هم میل به بالا رفتن ترازو نداشتم؛ فقط دوست داشتم از غذاهای سالم استفاده کنم.
فهمیدم سیستم بدن انسان چه قدر هوشمند است با کوچکترین تغییری واکنش نشان می داد وقتی گریز می زدم حس عجیبی داشتم.
درگیری فکری باعث می شود در یک پله بایستیم همانطور که برای من اتفاق افتاد. در یک پله اصلا گریز نداشتم و همه چیز منظم بود از غذا تا ورزش ولی به خاطر درگیری فکری که برای یکی داشتم از بس خودم را درگیر کرده بودم هیچ وزنم پایین نیامد و در آن پله هم ثابت ماندم فهمیدم آنجایی که چربی سوزی قرار است اتفاق بیفتد به خاطر درگیری فکری خودم این اتفاق نیفتاد.
در طول سفر اگر نیم ساعت از وقت غذایم می گذشت دیگر آن غذا را نمی خوردم؛ غذا را به چشم دارو نگاه می کردم و سر ساعت غذا خوردن برای من خیلی مهم بود.
به دست آوردن جایگاه آسان است ولی حفظ آن خیلی سخت است امیدوارم بتوانم این جایگاه را حفظ کنم. از آقای مهندس، خانم آنی، خانم زهرا، آقای زرکش و لیدی جونز بسیار سپاسگزارم.
استاد: می گویند وقتی تغییر، تبدیل و ترخیص می خواهد صورت بگیرد قبل از اینکه به ترخیص برسیم باید تغییرات در تمام سطوح فیزیولوژی، اندیشه و افکار و دانش فرد صورت گیرد تا آن فرد تبدیل شود و سپس ترخیص صورت گیرد.
سختی ها بهایی هستند که در اثر تخریبهایی که به جسممان وارد کردیم پرداخت می کنیم نگران نباشید اینها همه گذرا هستند و هر چیزی که احساس می کنید شما را را از این حالتها خارج می کند استفاده کنید مثل سی دی های آقای مهندس و آقای امین، کتاب 60 درجه و عشق و ….

در ادامه جلسه خانم فروغ در مورد سی دی پنهان کاری آقای مهندس صحبت کردند.
آقای مهندس می فرمایند: در یکی از پیامهای کنگره داریم که خداوندا ما را از بزرگترین دشمن خودمان که همان جهل و نادانی خودمان است رها کن.
من قبل از ورود به کنگره نادان بودم همیشه در پی توجیه رفتار خودم بودم و اینکه اینقدر بی مسئولیت بودم که اگر اتفاقی برایم می افتاد دیگران را مقصر می دانستم و جرات و شهامت اینکه بپذیرم را نداشتم دنبال این بودم که از خودم سلب مسئولیت کنم. واقعیت این است که این از ترس و عدم جسارت من بود که من نمیتوانستم مسئولیت کاری را که کرده بودم بپذیرم.
آقای مهندس می گویند این یک قانون است وقتی الان بدون تفکر کاری انجام دادی صددرصد در آینده با مشکلات زیادی روبرو می شوی. من فکر می کنم مساله چاقی هم همین طور است من سعی می کنم به خواسته نفسم گوش کنم و به لذت جویی آن توجه کنم وقتی دچار مشکل شدم می گویم هوا آلوده است و اکسیژن کم، استرس زندگی من خیلی زیاد است. به این فکر نمی کنیم شاید سبک زندگی و تغذیه من و عدم تحرک باعث این مشکلات شده است.
کسی که در مسیر ضد ارزشها دائماً در حال پنهان کاری است . مطمئن باشید به مرور زمان آن کارش فاش می شود. در مورد مساله خودمان و سفر لیدی جونز؛ فکر می کنم پایه اولیه ورود من است در بدو سفر وقتی راهنما از شما می خواهد برو و مقدار لقمه هایت را بشمار برای اینکه مورد قضاوت قرار نگیریم مقدار اصلی را پنهان می کنیم. پنهان کاری ممکن است در آن لحظه آرام کند ولی به مرور زمان برنامه ای که راهنما به من می دهد خیلی متفاوت با برنامه اصلی است و مسیر سفر را درست طی نمی کنم.
استاد: تمام هدف لیدی جونز این است که در طول سفر انرژی هایی که کائنات به ما می دهد مجانی در اختیار ما قرار داده شده و این را بیهوده هدر ندهیم. اما چه زمانی هدر می رود زمانی که باید صرف سوخت و ساز شود مدام دنبال درگیری های دیگر هستیم و مسائلی که ربطی به ما ندارد. ما تمام آموزشهایی را که می گیریم باید حفظ و مدیریت کنیم و در مسیر سلامتی به کار بندیم طوری که وقتی می خوابیم با آارمش بخوابیم غذا را با حس خوب انتخاب و آماده کنیم جایی که احساس می کنیم حالمان بد است از آن مساله فاصله بگیریم. کلام روی سیستم و افکار ما تاثیر می گذارد افکار مثبت باید در جهت بازسازی سیستم ایکس باشد.

تکالیف هفته آینده:
سی دی امواج بازدارنده ذهن را گوش کنید
سی دی مردم داری آقای مهندس را بنویسید.
جلسه آینده جزوه جهان بینی را بیاورید.

با سپاس مسافر لیدی جونز زری

About The Author

Number of Entries : 749

Comments (1)

© 2012 Powered By jones.ir

Scroll to top