You Are Here: Home » دستور جلسات هفتگی لژیون لیدی جونز » گزارش عملکرد لژیون خانم راحله مورخ 95/6/5

گزارش عملکرد لژیون خانم راحله مورخ 95/6/5

IMG_6476

امیدوارم که حال همگی خوب باشد و مشکل خاصی نداشته باشید و هفته ای که گذشت برای شما پر از تفکر بوده باشد و همچنین ریزه خواری هم انجام نشده باشد . سرساعت وعده و میان وعده خورده باشید و سرساعت ورزش کرده باشید و همه چیز روی نظم و مرتب بوده باشد . چون عملا ما غیر از این موارد چیز دیگری نداریم . معجزه که نمی خواهیم بکنیم . قرار است که یک سری قوانین را رعایت کنیم . و وقتی این قوانین را رعایت کردیم و اتفاقات خوبی برای ما افتاد و اگر قرار باشه رعایت نکنیم حتی یک مورد ، به ما صدمه خواهد خورد .

یک سری نکات را سریع مرور می کنیم .

-آب خوردن ، آب کافی و آب به موقع و آب به اندازه خیلی خیلی مهم هست . قرار است ما آب را جرعه جرعه بنوشیم و یک دفعه یک لیوان آب را سر نکشیم و اجازه بدهیم بین آن یک نفسی باشد . که اکسیژن با آب جذب بدن ما بشود . پس یک مورد آب خوردن سعی کنید موقعی که دلتان بهانه می گیرد . آب بخورید . وقتیکه غذا خوردید ولی هنوز میل به خوردن شیرینی دارید آب بخورید

– خوب جویدن هم یک نکته مهم است . یک مدت که می گذرد ما بعضی چیزها را فراموش می کنیم . که مرتب باید یادآوری کنیم . ابتدا عمل هضم غذا از دهان آغاز می شود . یک سری ترکیبات در دهان درست می شود . و بعد وارد معده میشود . اگر نجوید و غذا را قورت بدهیم ، فشار به معده و روده می آید . هم از آنطرف کار درست انجام نمی گیرد و بدن باید زور و انرژی بیشتری بگذارد و در آخر فایده ای خاصی ندارد .

– در ورزش کردن دقت کنید که میل و عشقتان چیه ؟ برای چه ورزشی مشتاق هستید ؟ عرق می کنید ؟ با این ورزش حال می کنید ؟ بدن به ورزش زورکی جواب نمیده .

نکته بعدی برای خدمت کردن در لژیون پیش قدم باشید . خوشحالم از کسانیکه از لژیون ما برای مرزبانی شرکت کردند . اما برای دبیری هم نیاز داریم که مخصوصا کسانیکه سفر دوم هستند خدمت کنند .

هفته آینده انتخابات مرزبانی هست ، حضور تمام عزیزان برای حمایت از این انتخابات ضروری هست و به همراه داشتن کارت کنگره الزامی می باشد .

مشارکت) با وزن 85و 500 وارد لژیون جونز شدم قدم 156 هست و در حال حاضر 66 کیلو شدم یکسال و 5 ماه است که سفر می کنم . و با توجه به مشکلاتی که دارم می خواهم ورزشم را کم کنم .؟

استاد ) ورزش بیش از حد هم انسان را دچار مشکل می کند . طوری باشید که خودتان صدمه نخورید و همچنین نظم زندگیتان هم بهم نخورد . یک روز باشکاه و یک روز کوه .خستگی به همراه دارد .

در ادامه ،

مشکلات ما مقطعی هست ، همیشه مقطعی بوده و تا ابد هم مقطعی خواهد بود . نه غم ها و ناراحتی ها و سختیها پایدار هست و نه خوشیها . زندگی در تغییر و تحول هست و همیشه اتفاقاتی که می افتد بعلت همین تغییرات می باشد و من اگر از آنها عبور کنم و توانایی این را داشته باشم که از آن عبور کنم ، قوی تر می شوم . به قول آقای مهندس در سی دی جنگ افکار می فرمایند : در سیستم پایدار کسی کاری را انجام بدهد هنر نکرده و اگر همه چیز خوب باشه که هنری نکردیم . اگر در سختیها و زمان بحران .مثلا شرایط مالی نامساعد و یا اینکه از لحاظ روحی و آرامش لازم را نداشته باشیم و شرایط مساعدی نباشد و انسان فشرده شده باشده مهم هست که کاری بکنیسم . خانم رفیعه مشکل داشت راحت سفر نکرد . مریم همینطور شرایط سختی را پشت سر گذاشت . تا رسید به اینجا . اگر بتوانیم کار لازم را انجام بدهیم هنر کردیم . آقای مهندس می گویند :دائم زمین خوردی ولی کسی دستت را نگرفته خودت بلند شدی . و حالا می توانی به بقیه مسیر ادامه بدهی و پرونده ی زمین خوردن از زندگی تو حذف می شود . یعنی تو توانایی این را داری که تو آن شرایط سخت خودت را مدیریت کنی . از امکانات کم خودت بهترین استفاده را ببری، بعضی ها بلد نیستند ، اگر گوشت  مرغ نباشد نمی توانند با چهار تا مواد دیگر غذا بپزند ولی عملا اگر گوشت و مرغ نداشتم . با کدو و پیاز و فلفل دلمه و گوجه بتوانم غذای خوبی درست کنم . زمانی پیش می آید که هیچی نمی گوییم و مانند آن دری که پشت فشار است می مانیم ، که این کار چیزی به جز تخریب به بار نمی آورد . ولی اگر بتوانم آرام آرام خواسته های خودم را بگویم و حرف دلم را بزنم آن موقع موفق هستم . هیچ چیزی را توی دلتان نگه ندارید .

زمان مناسب و مکان مناسب که رسید حرفتان را بزنید ، قشنگ و زیبا بیان کنید . چون می ماند توی دلتان و مدام روی هم انباشته می شود . آن وقت به جایی می رسد که دچار سر خوردگی می شوید. یا به جایی می رسد که طوفان زیادی از آن در میاد . پس من باید بدانم که وقتی یک سری نیازها و خواسته ها را دارم . آنها را قشنگ مطرح کنم تا برای من کمبود اعتماد به نفس نشود .

ما چه جوری اعتماد به نفس خود را از دست می دهیم ؟

زمانیکه خواسته هایمان ، چیزهایی را که دوست داریم ، چیزهایی را که حس می کنیم . اینها اتفاق نمی افتد . این موارد ریز ریز ، باعث می شود اعتماد به نفس ما گرفته بشود ، که این موارد همه اش تقصیر خودمان است . خارج از کنگره اگر این مسئله را مطرح کنیم شاکی می شوند . ولی در کنگره یاد گرفتیم هر اتفاقی می افتد مقصر خودمان هستیم .

من هستم که باید حرکت کنم . من هستم که باید شروع کنم ، من هستم که باید از سد خیلی چیزها بگذرم . به طور مثال : من نمی توانم هر روز با پدرم جنجال را ه بیاندازم که تو باید با مامان خوب باشی ، برایش گل بخری . عملا امکان پذیر نیست . من باز  از حوزه روابط آن دو نفر کنار تر هستم ، آنها خودشان باید خواسته هایشان را مطرح کنند . در خواسته های ما مهم این است که بتوانیم قدرت بیان داشته باشیم . چه جوری می توانیم این کار را بکنیم ؟

ابتدا باید تفکر کنیم ، زمان  و مکان مناسب را در نظر بگیریم و بعد حرکت کنیم و نترسیم . بدانیم اگر من این رابیان کنم هیچ اتفاقی نمی افتد . ما از عمل و عکس العمل دیگران می ترسیم چون خودمان را قبول نداریم . چون قدرت خودمان را قبول نداریم . ولی اگر بدانیم من قدرتمندم حالا اتفاق که افتاد چه بهتر و اگر اتفاق نیافتاد هر کسی ، هر فکری که میکند مهم نیست . ما فکر می کنیم دیگران یک سری تفکرات دارند . باور کنید خیلی ها برای افکار و اندیشه های ما هست . همین نکات ریز ریز باعث می شود در ادامه ما دچار ناامیدی بشویم ، چون به یک سری خواسته هایمان نمی رسیم و تحمل گذاشتن زمین را هم نداریم و در ادامه :

کینه و نفرت و ناراحتی و خشم است و حالا مهم ترین خشم ما از خودمان است . به خاطر اتفاقاتی است که نتوانستیم انجام بدهیم ، اگر این خشم را بتوانیم تعدیل کنیم حس و حال خودمان هم بهتر می شود . پس باید از امروز استارت این را بزنیم که از یک سری چیزها بگذریم . چرا ؟ چون می توانیم ، چون خیلی کارهای سخت تر از این را انجام دادیم . خیلی اتفاقات مهم تر از این افتاده و ما از این گذشتیم . ما در زمینه های مختلف ، زمین خوردن را دیدیم و بلند شدن را یاد گر فتیم . اما اگر در این مسائل ریزی که در درونمان هست که .زمین خوردن و گره ی ماست . اگر یاد بگیریم الآن که هیچی ، بّعد بعدی هم که هیچی تا هستی هست این هم با ما هست . پس اتفاقاتی را که دارد برای شما می افتد را ببینید و مرور کنید . ریشه را درک کنید . که بتوانید حل کنید . اگر قرار باشد که خوب سفر کنم . باید با یک سری چیزهای خودم کنار بیایم . یک سری افکار و اندیشه ی خودم است . یک سری شرایط و مسایل روزمره هست که همه ما توانایی انجام آن را داریم . در صور پنهان چون نمی بینیم ، نمی شناسیم و نمی فهمیم ، نمی توانیم حلش کنیم .اما وقتی پیدایش کردم ، می توانم راجع به آن با یکی دو نفر صحبت کنم . اینکه یک سری قدم های ریز ریز ریز را بر دارم و اینکه درسی دی لنگر کشتی به خوبی بیان می کنند ، که داستان ما هم مثل لنگر کشتی هست . نوشتار سی دی را انجام دهید . که نکات مهم را بفمید نکته برجسته و مهم این هست که تو باید وقتی نا امیدی و گرفتار طوفانی ، ( طوفان درونی ، خشم من ، حسادت من ، نا امیدی من ) مشکلات اقتصادی و عاطفی بیرون من . طوفان بیرون منه ، هر کسی به هر شکلی . وقتی گرفتار این هستیم . مهم ترین مسئله حرکت کردن است . باید لنگر کشتی را بکشید و حرکت کنید .

ابتدا تفکر ، پله ی پیش وزن کردم ، کم نکردم چیکار باید بکنم ؟ من ریزه خواری داشتم یا ورزش نرفتم . اگر ریزه خواری داشتم . مقداری روی آن کنترل کنم . با خودم بحث و بررسی داشته باشم . اگر ورزش است خودم را بهش برسانم مهم نیست کجا می رویم ، چه جوری می رویم ، مهم تحرک هست . در منزل ورزش کنم تو پشت بام طناب بزنم، برقصم …

مهم داشتن حرکت است . البته برای بعضی ها حتما باشگاه چون نمی توانند در منزل حرکت کنند . مسئله مهم این هست که حرکت کنید . چیز قشنگی که کنگره می گوید: این هست که باید از نیروهای درونم استفاده کنم . نیروی درون و خفته دو بخش است . که نیروی جنسی هست که بیشتر به مسافر ها می گویند که در سفر دوم انرژی را نگه دارند و این انرژی پتانسیل را که در تو با کم کردن پله و خدمت و حس خوبی که برای تو به وجود آمده . این انرژی را به کارهای مثبت خرج کن و هر روز افراط نکن و بخش دیگر هم نیروهای درون ما یعنی همان افکار و اندیشه ی شما هست . این هست که به شما نیرو می دهد در دو صورت ، میگوید فالهمها فجورها و تقواها . خودت داری به خودت الهام می کنی . ما باید مواظب باشیم چه چیزی را به خودمان القاء می کنیم . القاء مثبت و یا منفی به خودم بگویم نمی توانم از پس آن برنمیایم . نمی توانم ساعتم را مرتب کنم ، یا من از این بدم می آید . ضایقه خودم را عوض کنیم و این ارزش است . و یا روش زندگی را عوض کنیم همه ی اینها با تفکرات ماست .

اگر بگویم نمی توانم هیچ اتفاقی هم نمی افتد . اما اگر بگویم من توانا هستم این که چیزی نیست هزارتا سخت تر از پس آن بر آمدم . اگر کشتی هم بشکند من خودم را روی تخته چوب نگه می دارم . اگر از بین برود باز هم خودم را به ساحل می رسانم . وقتی این توان و افکار را در درون خودتان ایجاد می کنید . می فهمید که قدرت تحمل خیلی چیزها را دارید و خودتان خبر نداشتید . به خودتان مرتب بگویید و تکرار کنید وبه کلامتان انرژی بدهید . سی دی جهان ذهن جناب امین را گوش کنید . وقتی انرژی بدهید و تقویت کننده را روی آن بگذارید . بهترین استفاده را از آن می برید .

مشارکت ) توانایی ها ی خودم را می شناسم .اما مشکلات خیلی زیاد می شود و فشار ها خیلی همه جانبه هست و واقعا زمانی می شود که کم میارم ؟

استاد) همیشه دفعه اول به  خودم بگویم که می توانم ، می توانم . ما در  فشار قوی می شویم . بچه ای که دارد راه می افتد بارها و بارها می افتد و آنقدر باید بخورد  زمین تا یاد بگیرد . یک زمان جلوی یک چیزی می ایستیم . یک زمان از یک چیزی می گذریم از خودتان نا امید نشوید .

امروز که قرار نیست مایکل شو مخر بشویم . آن کسی که شده مایکل شو مخر صد تا دوره تمرین داشته از مراحل پایین تا الآن که نامبر وان شده . ما هم همینطور . ده سال پیش ما این آدم بودیم ؟

همیشه برای تغییرات کوچک خود خدا رو شکر کنید .و برای آنها ارزش قایل شویم . جناب مهندس می فرمایند : که ما همیشه می خواهیم بدویم و برسیم به هدف ، اما مسیر راه پر از زیبایی هست و قابل تامل . وقتی می خواهیم شمال برویم . کنار دریا درست است . اما مسیر کوه و چمن و رودخانه ، رستوران سر راهی هم هست ، بایستید غذا بخورید ، عکسی بگیرید ، دوغی بخورید و …. لذت ببرید . پس خود همین مسیر راه هم یک سفر است .

ما می خواهیم فقط مقصد را بینیم . همین یک کیلو و 200 گرم ارزشمند است . درست هست که مقصد مهم است اما مثلث تفکر می گوید : مبدا ، مقصد و مسیر حرکت . نا امید نباشیم . خانم معصومه 20 کیلو وزن کم کرده و این خودش خیلی مهم است . هیچ چیزی کم نداریم . احترام به خویشتن داشته باشیم .

حس و حال ما ، روحیه  ما به اطرافیانمان روحیه  می دهد . با حال باشیم و به خودمان و درونمان عشق بورزیم و به عنوان یک انسان مفید و مهم خودمان را  ببینیم . مگر میشود که مهم نباشیم . اگر مهم نبودیم که آدم نبودیم . مهم هستیم که اختیار داریم . آخرین مرحله تکامل در حیوان می شود نفس اماره که اولین مرحله در انسان هست و بعد از آن اختیار به انسان تفویض می شود . . پس مرحله حیوانی را پشت سر گذاشتیم که انسان شدیم . پس روح داریم، شخصیت داریم ، به خودت عشق داشته باش که به دیگران هم بتوانی عشق بورزی ، ما وظیفه داریم . استاد سردار می فرمایند : ما برای آموزش درست و خدمت به این دنیا می آییم . آموزش گرفتیم که وارد مرحله لوامه شدیم . یک سری تجربه کردیم که وارد مرحله لوامه شدیم . پس من ذات خوبی دارم . درون خوبی دارم . من بد کسی را نمی خواهم و اینها صفات خوب من و توانایی های من هست . پس قدر آن را بدانم و به راحتی از آن گذر نکنم . وقتی قبولش داشتم می شود جزوه شخصیت من و وقتی جزوه شخصیت من شد باید برای خودم ارزش قایل شوم . پس نا امیدی دیگر چیه ؟ من چه کارهایی که تا حالا نکردم . باید همه چیز را دید . اما توقع خیلی زیاد از خودمان نباید داشته باشیم . اگر یک پله کم نکردید ، نا امید نشوید .

مشارکت ) بیشتر سخنان شما برای سفر اولیها هست و من که در سفر دوم هستم بعضی نکات را مثل قدرت تشخیص سوال دارم ممنون میشوم راجع به سفر دوم هم صحبت کنید ؟

استاد) در سفر دوم مسئولیت اصلی با خودتان هست . ما آمدیم آموزش دیدیم که زندگیمان را سر و سامان بدهیم . سبد غذای ، خواب خوب در زمان مناسب ، ورزش که لازمه ی یک زندگی سلامت و سالم بود را داشته باشیم و همه را در یک دوره یک ساله یاد گرفتیم و باید همین را عملی کنیم . اطلاعاتی را که داریم مرتبا َ تکرار کنیم و کاربردی کنیم . و باید به قدرت تشخیص خودتان اعتماد کنید . باید خودت را قبول داشته باشی . تو سفر کردی ، خوب هم سفر کردی و الآن سفر دوم هستی . ینی همه ی آموزشها را در دستت داری و مال تو هست . پس مواقع نیاز از آنها استفاده کن . من بندم را با شما قطع کردم ، پایین دفترتان مبارک باشد نوشتم . الآن میل نداری نخور ، میل داری بخور و اطمینان داشته باش که درست تصمیم می گیری .

درنگی که به درازا بیانجامد محصول حاصلخیزی نخواهد داشت . یعنی چی ؟ یعنی ما فکر می کنیم بعد از خدا کمک میخواهیم همین . آزمون و خطا کنید . چون ما شکست را قبول نداریم . یا می بریم و یا می آموزیم . از این دو راه یکی ر انتخاب می کنیم و می شود تجربه ما . از انتخاب کردن نترسید ، از حرکت کردن نترسید .از اینکه حرفتان را به موقع و به جا بزنید نترسید ، از تست کردن نترسید . می رویم رستوران همیشه جوجه سفارش می دهیم ، میگوییم شاید کبابش خوب نباشه ، نه شاید هم خوب باشه . میرویم مانتو بخریم سراغ مانتو های گران نمی رویم ، نه برویم پرو کنیم شاید از مدلش خوشمان آمد و دادیم خیاط و ارزانتر بدستش آوردیم . جسارت داشته باشید البته جسارت معقول تا بتوانید خوب حرکت کنید . و انرژی خوب را کسب کنید . نترسید .

مشارکت ) ساعتهای من را کمی تغییر دادید و من نمی توانم هماهنگ بشوم و حال خوبی با این ساعتها ندارم ؟

استاد) خیلی هم خوبه . اشکالی نداره این کار برای شما لازم بوده ، مهم اجرای فرمان هست قالب قبلی شما ساخته شده . ما تا یک آجر نگذاریم . نمی توانیم روی آن کج کاری کنیم . مرحله به مرحله باید پیش برویم قالب بعدی را بسازیم روی قالب قیلی و بعد از آن تازه موزاییک بگزاریم و ما همین را می خواهیم .

جلسه با دعای کنگره به پایان رسید و راهنمای عزیز برای انتخابات مرزبانی هفته آینده دوباره تاکید نمودند و همچنین رهایی خواهیم داشت حمایت شما عزیزان کمک بزرگی به انرژی جمعی می باشد .

با تقدیم احترام

همسفر نوشین

About The Author

Number of Entries : 749

© 2012 Powered By jones.ir

Scroll to top