You Are Here: Home » دستور جلسات هفتگی لژیون لیدی جونز » جلسات هفتگی لژیون جونز با استادی خانم راحله مورخ 95/5/22

جلسات هفتگی لژیون جونز با استادی خانم راحله مورخ 95/5/22

IMG_5764-Copy1

 

خلاصه عملکرد لژیون خانم راحله با دستور جلسه ” وادی سیزدهم و تاثیر آن بر من ” راس ساعت 30/8در پارک طالقانی در تاریخ 22/5/95 آغاز به کار نمود .

سخنان استاد:

بعد از دوهفته تعطیلی خیلی خوشحالم که شما را میبینم اما متاسفانه باید بگویم که تعداد غیبتها خیلی زیاد شده و اصلا قابل قبول نیست .امروز بعد از اتمام جلسه جناب مهندس از کتاب ادموند و هلیا رونمایی می کنند که سعی کنید حتما تهیه نمایید که با امضاء ایشان می باشد .

جزوه قوانین بوده که نه ارتباطی در تلگرام داشته باشید و نه به صورت تلفنی که امیدوارم حتما رعایت می کنید .

کسانیکه در حال سفر هستند باید منظم باشند و غیبت نداشته باشند . و در سفر اول حتما رعایت نمایند ولی در سفر دوم کمی شرایط فرق می کند در لژیون خانواده شرایط فرق می کند . در لژیون جونز شما مسافر هستید و در لژیون خانواده همسفر .

باید تمام سعی خود را انجام دهید و مسئولیت پذیر باشید وگرنه جواب نمی گیرید .امروز یکی از خواهرانتان رها می شود و شما باید همه حضور داشته باشید و برای ایشان بهترینها را آرزو کنید . که این هم یک نوعی از انتقال صفات است ، چیزی را که دوست دارید برای دیگران برای خودتان هم انجام می شود و اتفاق می افتد .

مشارکت) سلام دوستان مریم هستم یک مسافر .

من از خانم راحله سپاسگزارم که با حمایتهای به موقع و راهنماییهای به موقع خود من را به رهایی رساندند . من با مریضیهای زیادی از جمله زخم معده و حساسیت شدید و با وزن 85 کیلو گرم وارد لژیون جونز شدم . 20 ماه سفر کردم و در حال حاضر 65 کیلو گرم هستم و مریضیهای من کاملا خوب شده .

استاد) با مشکلاتی که برای جسم ما به وجود آمده عملا 10 ماه سفر خیلی کم اتفاق می افتد مگر اینکه اضافه وزن زیاد نداشته باشند یا خیلی خیلی خوب سفر کنند اما همه ما گره هایی داریم که در طول سفر ما را به چالش می اندازد و باعث کندی حرکت می شود . وقتی حرکت کند شود مهم این هست که خواست درونی و حس اولیه خود را از دست ندهیم . دقیقا مثل غذا خوردن که هنگامی که شروع می کنیم به غذا خوردن لقمه های اولیه را نمی فهمیم و با ولع می خوریم و هیچ چیزی نمی فهمیم و کم کم به آداب غذا خوردن فکر می کنیم . قند خون پایین می افتد و متوجه نمی شویم که چه جوری می خوریم برای همین ما میان وعده قرار می دهیم که سر وعده اصلی ولع و غفلت نداشته باشیم .

در سفر هم همین طور در اول همه اشتیاق دارند ، حرکت می کنند و کمی که کار سخت می شود و احتیاج به تلاش و تمرکز بیشتر دارد اکثر ما جا می زنیم . و کمی که سخت می شود و می بینیم از حوصله خودمان خارج است ، می کشیم کنار موقعی که احساس خستگی کردی موقعی است که از گذرگاه می گذری اگر که گذشتی دیگه رها شدی و استقامت را ثابت کردی . یعنی شرایط پر از تنشی را گذراندی و تلاش کردی . ما بدون تلاش هیچ چیزی را بدست نمی آوریم . وقتی استقامت خودتان را نشان دادید بعد از فشارهای اولیه هست که نیروهای مثبت خودشان را به ما نشان می دهند . تا تو تلاش نکنی و تمام زور خودت را نزاری به نتیجه نمی رسی مثل مسافرها . مثلا یکی دوماه اول هست مسافر می خواهد پله کم کند یک سقوط آزاد رنجش می دهد . اگر سه روز را گذراند . راهنما پله کم می کند و اتفاقات خوب بعد از آن می افتد اما اگر تحمل نکرد و گریز زد هم خودش صدمه میبیند و هم مثل خر لنگان تا آخر سفر آن اتفاقات خوب نمی افتد . پس باید فشار اولیه را کنار بزنیم تا خودشان را به ما نشان بدهند . اول کار شاید خوب برویم اما در وسط راه تلاش و ممارست خودمان  را گشا هست . خانم مریم در این 20 ماهه غیبت نداشته و به ندرت مواردی داشتند . وقتیکه ما روی نظم باشیم نتیجه خودمان را می گیریم .

ما می آییم در جونز روی صور پنهان  و آشکار خودمان کار می کنیم وتغذیه و حسمان را عوض می کنیم  . خانم مریم پاکسازی داشت و این کار را با موشکافی انجام داد . حساسیت داشت و چند تا پله استپ کرد اما به خوبی گذر کرد. در سفر اگر در یک پله ماندید ، نترسید و بدانید که باید حرکت کنید . وزن کم نمی کنید . لااقل لژیون را به طور منظم و سر ساعت بیایید و اگر نتوانستید شرایط را خیلی تغییر بدهید اما هر جوری هست ورزش را انجام دهید . نتوانستید پول باشگاه را جور کنید ، اشکالی ندارد لااقل پیاده روی کنید . قرار نیست که همه ی امکانات برای ما مهیا باشد . خیلی وقتها از امکانات کم باید بهترین بهره را ببریم. در وادی ها وقتی راجع به قناعت صحبت می شود راجع به صبر صحبت می شود . در وادی پنجم مطرح می کند قرار نیست ما خیلی داشته باشیم  و از آن خیلی یک کمی را پس انداز کنیم . نه ، زمانی که امکانات تو کم بود و از آن امکانات کم توانستید بهترین استفاده را انجام دهیم و پس انداز کنیم . آن موقع کار مثبت کردیم و آن زمان هست که  آماده می شویم برای یک جهش بهتر و مثل وزن کم کردن است . مدتی روی نظم بودی ، ورزش کردی ، انرژی داری ، اما اگر انرژی را خرج کارهای بیهوده بکنی و باز هم یک شیرینی را نخوردی و گذشتی این انرژیها فردا به تو کمک می کند . باید خیلی حواسمان به داشته هایمان باشد . از کمترین داشته هایمان باید بهترین استفاده ها را انجام بدهیم . در جا نزنیم و ناامید نشویم .

ما همیشه دنبال بهانه می گردیم برای انجام ندادن کارهای واجبی که باید انجام بدهیم . ولی بدانید ریشه آن بهانه کجاست . باید داستان ریشه را پیدا کنیم . ببینیم از کجا آمده ، به کجا می خواهد برود . مثل نیروی منفی . یعنی بدانیم که نقطه ضعف من کجا بوده که این از آنجا برمن غالب شده . خیلی راه را می توانم بروم جلو . ولی اگر ندانم کجا وزن کم می کنم ، پله ی بعدی و بعدی هم همین منوال است . باید راجع به آن تفکر کنم . برگه هایی که قرار بوده به من بدهید و بعضی ها نوشتند و به من دادند و من هر جلسه روی بعضی نکات صحبت می کنم . کسانیکه غیبت می کنن ، متضرر هستند و دوباره تکرار نمی شود . مسئله این هست که وقتی فکر می کنیم روی کاغذ می آوریم و روی آن وقت می گذاریم . خودمان را درآن کنکاشها بهتر میبینیم و این خیلی خوبه . اگر دیدیم متوقف شدیم کمی راجع به آن فکر کنیم . چندتا وعده را درست نخوردم ؟ چندتا میان وعده را با بی میلی خوردیم؟ و نکات دیگر …. خیلی از اتفاقاتی که برای ما می افتد از ترسهامون هست . اگر بتوانیم از ترسهامون بگذریم راحت تر می توانیم حرکت کنیم . اگر نگذریم توی آن می مانیم . در بحث تغذیه خیلی از مشکلات ما این هست که ما می خواهیم یک سری از فشارهای دیگر را با خوردن خنثی کنیم . ترس از اینکه زخم معده دارم و یا فشار افت پیدا نکنه ، از ریخت و قیافه نیفتم ، شوهرم زن چاق دوست دارد . ترس از اینکه من نمی توانم و ترس از نتوانستن باعث می شود با خودمان لج کنیم و خیلی کارها را که خودمان هم می دانیم اشتباه است ، بیشتر در آن جهت حرکت می کنیم .

مشارکت) ساعت باشگاه و خوردن صبحانه من تداخل پیدا کرده چه کار کنم ؟

استاد ) ساعت صبحانه را تغییر بده و یک ساعت به عقب ببر . وقتی از مشکلات عبور می کنیم آنوقت می گوییم خدایا شکرت . چقدر من توانمند بودم و مشکلات نعمت هستند و قرار هست در این بعد گره هامون را باز کنیم و خودمان را قوی کنیم . تا به مرحله بعدی برویم و بدانم که جای خالی داشتم که این مرتب داره برای من تکرار می شود اگر حلش کردم و نقطه ضعفم را پیدا کردم دیگه برای من پیدا نمیشود . پس باید بدانم اگر شرایط و مشکلاتی هست از هر دسته ای که برای من پیش بیاد بابت این هست که من قوی بشوم . اینها بدبختی و بلا نیست . این ها خیلی اتفاقات ناگوار نیست . با اشتیاق ، با قدرت و توانایی و توکل به خدا بروم جلو و سعی در حل مشکل بکنم . و فکر فرو رفتن و دست و پا زدن در آن را نداشته باشم . تفکر قربانی شدن را نداشته باشم . بروم و حلش کنم . و بدانم که خدا کمک می کند و بگویم که خدایا تو کمکم می کنی ، تو رئوفی و بخشنده و مهربانی و من هم جزیی از تو هستم . این هم آزمون من هست . پس تو به من کمک کن . حتما لازم بوده که جلوی پای من گذاشتی وگرنه این مشکل چرا برای کس دیگری نیست .

پایان جلسه

باتقدیم احترام و سپاس از همه ی عزیزان ، همسفر نوشین

About The Author

Number of Entries : 749

Comments (1)

© 2012 Powered By jones.ir

Scroll to top